سندرم انسان سنگی یا اختلال
Fibrodysplasia ossificans progressiva یا FOP یک اختلال در نتیجه یک
جهش ژنتیکی کوچک است که در آن بافت عضلانی و بافت همبند مانند تاندونها و
رباط ها به تدریج با استخوان (ossified) جایگزین می شود .
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،
تشکیل استخوان در خارج از اسکلت است که منجر به محدودیتهای حرکتی می شود
. این فرایند می تواند از دوران کودکی در ناحیه گردن و شانه ها شروع و
به تدریج به ادامه بدن و به اندام گسترش یابد .
سندرم انسان سنگی بیماری نادری است که حدود ۲۰۰ تا ۴۰۰ نفر در دنیا به آن مبتلا هستند .
معمولا از اطراف گردن شروع میشود و به
تدریج به کل بدن سرایت می کند و در مراحل پایانی شخص به مجسمه ای انسان نما
تبدل میشود که امکان خم شدن را ندارد و دقیقا مانند یک مجسمه او را جابه
جا میکنند .
عدم توانایی در باز کردن دهان به طور
کامل ، ممکن است موجب اشکال در صحبت کردن و غذا خوردن شود. و با گذشت زمان
افراد مبتلا به این اختلال ممکن است سوء تغذیه به علت مشکلات غذا خوردن را
تجربه کنند. و در نهایت با نفوذ بیماری به اندام های داخلی به مرگ شخص
منجر میشود.
آنها همچنین ممکن است دچار مشکلات تنفسی به دلیل تشکیل استخوان اضافی در اطراف قفسه صدری و با گسترش آن به اطراف ریه ها شوند .

نویسنده : محبوب تاریخ : دوشنبه 3 بهمن1390
[ادامه مطلب]
پسر هندی پس از ۸ سال از شر ” دوقلوی انگلی “ خود در قفسه سینه رهایی یافت
دیپاک کومار ( Deepak Kumar ) پسر
هشت ساله از کشور هند که از بدو تولد دارای دو پا و یک باسن اضافی در
ناحیه قفسه سینه خود بود پس از یک جراحی ۴ ساعته از شر این اعضای انگلی که
در حال رشد بود خلاصی یافت .
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،
این پسر بچه که در سراسر جهان با نام مستعار “پسر اختابوس ” شناخته شده
است با پاهایی که در قفسه سینه او رشد کرده بود و دوقلو رشد نیافته او بود
متولد شده بود .
گرچه خود دیپاک کومار در طول این سالها از
وجود این قل ناقض در قفسه سینه احساس ننگ و شرمندگی می کرد اما از سوی
برخی از هندوها او به عنوان تجسم از خدا تصور شده بود . در حالی که دیگران
از او به عنوان شیطان در بدن انسان نام می بردند .
جالب است که این مسئله گرچه برای این کودک
عذاب آور بود اما موجب گشته بود که مردم ساده لوح با آوردن هدیه از
روستاهای دور و نزدیگ موجب بهبود اقتضاد خانواده فقیر او گردد . و در انتها
پدر او جهت رهایی فرزندش از عذاب از دریافت هدیه ها چشم پوشی کرده و حاضر
به انجام جراحی شد .
گروه پزشکی در بیمارستان شهر بنگلور هند
با هدف اهدای یک زندگی عادی به این پسر بچه ، طی یک جراحی چهار ساعته در
ماه ژوئن موفق به حذف قول انگلی از قفسه سینه این کودک شدند .
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،
خبر مشکل این پسر برای اولین بار در ماه فوریه در رسانه های عمومی با هدف
جمع آوری پول برای جراحی وی منتشر شد و به کمک افراد خیر هزینه جراحی این
پسر روستایی تامین گردید .
نویسنده : محبوب تاریخ : دوشنبه 3 بهمن1390
[ادامه مطلب]
«مثل هر مادر ديگري من هم وظيفه دارم از دخترم دفاع كنم. او مثل ديگر همسن و سالهايش نيست كه بتواند براحتي در مقابل زورگويي همكلاسيهايش بايستد و از خودش مراقبت كند. شرايط خاصي كه ماريان در آن بزرگ شده، سبب شده است كه روحيه بسيار لطيف و شكنندهاي داشته باشد و من ناچار همواره از او مراقبت كردهام. ما سالهاست كه به تنهايي با هم زندگي ميكنيم و من نقش پدر و مادر را برايش بازي كردهام.
گرچه خودم تنها 20 سال داشتم كه صاحب فرزند شدم، اما اكنون وقتي به دختر 16 سالهام نگاه ميكنم، احساس ميكنم فيزيك بسيار ضعيفي دارد كه روحيه لطيفش هم كار را براي او سختتر كرده است. در زمانهاي كه دخترها و پسرها هيچ حد و مرزي براي خودشان قائل نيستند و رفتارشان گاهي اوقات از خلافكاران حرفهاي هم خطرناكتر است،من چارهاي جز پشتيباني كردن از دختري كه ميدانم از بسياري لحاظ دچار كمبود است، ندارم.»

نویسنده : محبوب تاریخ : شنبه 27 آذر1389
[ادامه مطلب]
اگر قرار بود پروندههاي قضايي نوجوانان تحليل و علت مجرمشدن آنها بررسي شود، عاملان اصلي مجرم شدن يوسف قطعا پدر و مادرش شناخته ميشدند.
يوسف كه 17 سال دارد، 2 سال قبل به جرم قتل يكي از هممحليهايش بازداشت شد. او ميگويد زمان قتل در حالت عادي نبود: من اصلا مقتول را نميشناختم و با او ارتباطي نداشتم. آنروز براي قمار بازي با دوستانم به پاركي رفته بوديم. پول زيادي برنده شدم و با آن پول، دوستانم را مهمان كردم. ما مقدار زيادي مشروبات مختلف خريديم. كاملا مست بودم و حالت عادي نداشتم. با دوستان به خيابان آمدم و يكي از آنها دعوا كرد و من بدون اينكه بدانم چه شده است، جلو رفتم و يكي از كساني را كه داشت دعوا ميكرد با چاقو زدم و فرار كردم.
به خانه مادربزرگم رفتم و چند ساعت بعد از آنجا هم گريختم.

نویسنده : محبوب تاریخ : شنبه 27 آذر1389
[ادامه مطلب]
باقی مانده اعضای بدن مثله شده یک کودک زال اهل بوروندی که به منظور استفاده در آیین های جادوگری آفریقایی کشته شده بود، در کنار رودخانه ای در مرز این کشور با تانزانیا پیدا شد. به گزارش انجمن زال بوروندی، بقایای این جسد متعلق به کودکی ۹ ساله است که چندی پیش توسط یک گروه تبهکاری از استان ماکامبا بوروندی ربوده شده و به خارج از مرزهای این کشور کوچک آفریقایی منتقل شده بود.
در تانزانیا، همسایه شرقی بوروندی، جادوگران از اعضای بدن افراد زال شربتی تهیه می کنند که مصرف آنرا برای بهبود سلامتی و ثروتمند شدن مفید می دانند.
قسیم کازونگو، رئیس انجمن زال بوروندی به خبرگزاری فرانسه گفته است که بقایای بدن این کودک در سواحل رودخانه مالاگارازی پیدا شده و به طور رسمی به خاک سپرده شده است.
افراد زال به کسانی گفته می شود که که پوست و موهایشان به صورت مادرزادی فاقد رنگندانه های طبیعی است.
بنابر بعضی از باورهای آفریقایی، اعضای بدن کودکان زال دارای خواص دارویی و شفابخش است و به همین خاطر، جادوگران آفریقایی در درمان بیماران خود خواص معجزه آسایی برای آن برمی شمارند.
آقای کازونگو همچنین به خبرگزاری فرانسه گفته است که پلیس تانزانیا پنج نفر را در این رابطه دستگیر کرده است اما هنوز مقام های تانزانیایی چنین خبری را تایید نکرده اند.
در تانزانیا، همسایه شرقی بوروندی، جادوگران از اعضای بدن افراد زال شربتی تهیه می کنند که مصرف آنرا برای بهبود سلامتی و ثروتمند شدن مفید می دانند.
دهها نفر از افراد زال تاکنون جان خود را به خاطر چنین باورهایی در آفریقا از دست داده اند.
افراد زال در تانزانیا هدف قاچاقچیان انسان و کسانی قرار گرفته اند که جنازه های مردگان را برای انجام برخی مراسم سنتی- خرافی می دزدند.
در ماه اوت گذشته (مرداد ۸۹) دادگاهی در تانزانیا یک کنیایی را به خاطر تلاش برای فروش یک زال به ۱۷ سال زندان و ۵۰ هزار دلار جریمه نقدی محکوم کرد.
مقام های تانزانیایی قول داده اند که با قاچاق افراد زال مبارزه کنند و تاکنون چندین نفر در این کشور به جرم قاچاق انسان و مثله کردن زال ها به حکم اعدام محکوم شده اند.
یونیسف، (صندوق کودکان سازمان ملل متحد) در ژوئیه گذشته (تیر ۸۹) اعلام کرده بود که در کشورهای جنوب صحرا، در آفریقا اتهامات سوء استفاده از کودکان در جادوگری رو به افزایش است.
بوروندی کشوری کوچک در مرکز آفریقاست که پایتخت آن بوجومبورا نام دارد و با کشورهای اوگاندا، رواندا، تانزانیا و کنگو همجوار است.
جمعیت بوروندی کمتر از چهار میلیون نفر است و موضوع خشونت های قومی در این کشور همواره مورد توجه مجامع بین المللی بوده است .
نویسنده : محبوب تاریخ : شنبه 27 آذر1389
آنطور كه زن جوان در ابتدا گفته بود با اجبار پدرش به عقد اين مرد در آمده بود و علاقهاي به او نداشت.
اين زن شوهرش را كشته و سپس جسد او را آتش زده بود. او از همان ابتداي بازداشت همه آنچه را كه اتفاق افتاده بود، موبه مو توضيح داده و گفته بود كه چرا و چطور شوهرش را كشته است. اما بعد از قتل شوهرش پشيمان شده و تصميم گرفته بود او را نجات دهد كه البته بيفايده بود.
اين زن ميگفت: ازدواج اولم با اصرار پدرم بود. من مردي را كه پدرم برايم انتخاب كرده بود دوست نداشتم. مدتي بعد از ازدواجم متوجه شدم كه شوهرم اعتياد دارد ولي بايد تحمل ميكردم چون باردار بودم. بچه كه به دنيا آمد ديگر نتوانستم تحمل كنم، از شوهرم جدا شدم و به خانه پدرم رفتم.
پدرم مزرعه داشت آنجا كار ميكردم تا سربار پدرم نباشم. دخترم كه كمي بزرگ شد پدرم به من گفت بايد ازدواج كني من تا آخر عمر نميتوانم خرجي تو را بدهم.
با اينكه كار ميكردم و حقوقي هم از پدرم نميخواستم، باز هم حاضر نبود مرا تحمل كند.
گفتم صبر كن تا شوهرم را خودم انتخاب كنم. ميگفت تو دروغ ميگويي ميخواهي هرچه بيشتر اينجا بماني، يك زن مطلقه را چه كسي قبول ميكند.
به هر حال نتوانستم حريف پدرم شوم و يك شب ديدم مردي كه از پدرم پيرتر بود به خواستگاريم آمده و پدرم هم جواب مثبت داده است. آنها حتي توافق كرده بودند كه پدرم در قبال گرفتن قطعه زميني مرا به عقد آن مرد در آورد و من به همراه دخترم به خانه آن مرد در تهران آمديم، او مرد خوبي بود.
نویسنده : محبوب تاریخ : دوشنبه 17 آبان1389
[ادامه مطلب]
رسانههاي دولتي اندونزي از تولد يك نوزاد غول پيكر در يكي از بيمارستانهاي اين كشور خبر داده و اعلام كردند اين نوزاد غول پيكر 8 كيلو و 700 گرم وزن دارد.
به گزارش ايسنا، «اكبر ريض الدين» نوزاد پسري كه روز پيش در يكي از بيمارستانهاي اندونزي و با عمل سزارين به دنيا آمد، هشت كيلو و 700 گرم وزن دارد و به دليل وزن زيادش نامش به عنوان نوزاد غول پيكر در كتاب ركوردهاي گينس به ثبت رسيد.
دكتر «بينسار سيتانگان» پزشك متخصص زنان در مصاحبهاي با خبرگزاري آسوشيتدپرس گفت:اين نوزاد از يك مادر ديابتي و طي يك عمل 40 دقيقهاي به دنيا آمد. البته عمل سزارين اين مادر به دليل بيماري و وزن زياد و غير طبيعي نوزادش تا 40 دقيقه به طول انجاميده است.
وي خاطر نشان كرد: وزن زياد اين كودك به دليل گلوكزي است كه طي دوران بارداري از طريق جفت از بدن مادر به نوزاد منتقل شده است.
اين نوزاد سومين پسر خانواده محسوب ميشود، از طرفي دو پسر ديگر اين خانواده حين تولد پنج كيلو و 300 گرم و چهار كيلو و 500 گرم وزن داشتند.
گفته ميشد ركورد پيشين متعلق به يك كودك اندونزيايي ديگر بود كه در سال 2007 ميلادي با شش كيلو و 700 گرم در «جاكارتا» به دنيا آمد. علاوه بر اين در سال 1879 ميلادي نيز يك نوزاد با 10 كيلو و 400 گرم در ايالات متحده آمريكا به دنيا آمد كه 11 ساعت پس از تولد درگذشت. همچنين در سال 1955 ميلادي نيز يك نوزاد با 10 كيلو و 200 گرم در ايتاليا و ديگري با همين وزن در سال 1982 ميلادي در آفريقاي جنوبي به دنيا آمدند كه نام تمامي آنها به دليل وزن زياد و غير طبيعي حين تولد در كتاب ركوردهاي گينس به ثبت رسيد.

نویسنده : محبوب تاریخ : شنبه 15 آبان1389
بياعتنايي و تنهايي تمام سهم من از زندگي خانوادگي بود. وقتي حسن در برابر مددكارش در كانون قرار ميگيرد، اين جمله را به كار ميبرد و ميگويد: شما بگوييد من فرصت زندگي خوب را داشتم؟
حسن به كراك اعتياد دارد و شرايط روحياش خوب نيست. مددكارش ميگويد او افسردگي شديد دارد. حسن 16 ساله در مورد زندگي خانوادگي اش ميگويد: يك ساله بودم كه پدر و مادرم از هم جدا شدند.
من با پدرم زندگي ميكردم و فقط يك خواهر تني دارم. چند سال بعد كه بزرگتر شدم، متوجه شدم پدرم بعد از مادرم نه تنها با زني كه خواهران و برادران ناتنيام از آن هستند ازدواج كرده بلكه زن ديگري را نيز صيغه كرده است.
او از اينكه چند زن داشته باشد هيچ هراسي نداشت و براحتي اين موضوع را ميگفت. پدرم هيچ وقت مرا دوست نداشت و هميشه با هم دعوا داشتيم.
او مرد بداخلاقي بود و هميشه كتكم ميزد و به موادمخدر اعتياد داشت. من شرايط روحي خوبي نداشتم و هميشه گريه ميكردم و به خاطر تنهاييام ناراحت بودم.
زماني كه حسن 12 ساله بود، متوجه شد كه پدرش قبل از مادرش همسر ديگري داشته و او يك برادر بزرگتر از خودش دارد: برادرم معتاد به كراك بود، زماني كه پول مواد نداشت به سراغ پدرم ميآمد و از او كمك ميخواست. پدرم هم چارهاي نداشت و پول را ميداد.
من كه خيلي تنها بودم به برادر بزرگم نزديك شدم و كم كم رابطه دوستانه با هم برقرار كرديم و من مرتب به محل زندگي او رفت و آمد ميكردم. رابطهام با برادرم طوري شده بود كه برايش مواد هم ميخريدم. او به من ميگفت تو كم سن و سالي و كسي شك نميكند. خودم مواد نميكشيدم، اما براي او و دوستانش مواد ميخريدم، آنها هم به من پول ميدادند.
وقتي روي پاي خودم ايستادم، سراغ مادرم را گرفتم؛ مادري كه هيچ وقت سراغ مرا نميگرفت. از اينكه مادري بالاي سرم نبود، ناراحت بودم. پدرم هميشه از او بدگويي ميكرد و ميگفت اگر مادرت شما را دوست داشت، رهايت نميكرد، البته من پدرم را مقصر ميدانم چون او مردي بياخلاق است و فقط به زن گرفتن فكر ميكند.
چندين بار به ديدن مادرم رفتم و به او گفتم كه دارم كاري ميكنم تا بتوانم پولي داشته باشم و او را پيش خودم بياورم. مادرم خانه داييام زندگي ميكرد.
نویسنده : محبوب تاریخ : شنبه 15 آبان1389
[ادامه مطلب]
زماني که پسر جوان سوسن به دنبال مادر گمشدهاش ميگشت نميدانست در جريان اين جستوجو راز چندين ساله مادر را خواهد فهميد؛ رازي که باعث شد سوسن جان خود را از دست بدهد.
قاتل اين زن، مردي جوان است که او را در پي يک رابطه به قتل رسانده است. او براي ما از جزئيات جنايت مي گويد.
چه مدتي با سوسن رابطه داشتي؟
ما چندين سال با هم بوديم. مدتي اين رابطه قطع شد و وقتي دوباره به سراغم آمد کار به قتل انجاميد.
چقدر سوسن را ميشناختي؟
سالهاي زيادي بود او را ميشناختم. از وقتي به تهران آمدم با او آشنا شدم و با هم رابطه داشتيم.
او را دوست داشتي؟
بله دوستش داشتم اما وقتي خواست ارتباطش را با من قطع کند، نتوانستم کاري بکنم. سعي کردم با اين موضوع منطقي برخورد کنم براي همين خواستهاش را قبول کردم.
ميدانستي سوسن فرزند دارد؟
ميدانستم او پسري همسن من دارد و شوهرش فوت شده بود و او با پسرش زندگي ميکرد. در مدتي که ما با هم صيغه کرده بوديم او به خانه من رفت و آمد ميکرد . صيغه که تمام شد ديگر او را نديدم.
چطور ميتوانستي با زني که سالها از او کوچکتر بودي زندگي کني؟
او زن مهرباني بود. ميدانستم نميتوانم او را به عنوان همسر دائمي خودم انتخاب کنم اما دوستش داشتم و عاشقش شده بودم و ميخواستم تا زماني که او تمايل دارد با هم زندگي کنيم.
وضع زندگي سوسن چطور بود. او زن ثروتمندي بود؟
نه، او اصلا ثروتمند نبود و براي تامين هزينههاي زندگياش کار ميکرد. از بازار جنس ميآورد و ميفروخت تا محتاج فرزندانش نباشد . بسختي کار ميکرد، گاهي اوقات آنقدر خسته بود که وقتي به خانه من ميآمد چند ساعت ميخوابيد تا بتواند چند ساعتي کنار من باشد و با هم شام بخوريم. من دلم براي اين همه خستگي و تلاشش ميسوخت.

نویسنده : محبوب تاریخ : شنبه 15 آبان1389
[ادامه مطلب]
مقامات پرویی می گویند که ۵ نفر از اعضای باند قاچاق چربی انسان که متخصص در فروش چربی به آزمایشگاههای تولید لوازم آرایشی اروپا بوده اند را دستگیر کرده است .مقامات دولتی می گویند طی تحقیق معلوم شده است که حداقل ۶۰ نفر توسط اعضای این باند در دو ایالت کوهستانی در مرکز پرو کشته شده اند .
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از سی ان ان ، شبکه کشتار انسانها به منظور تولید چربى آنها براى ساخت مواد آرایشى درکشور پرو کشف و منهدم شد. پلیس پرو پنج نفر را بازداشت کرد که به کشتار دهها نفر متهم هستند.
مسئولین اداره پلیس اعلام کردند که این افراد هر لیتر چربی را به قیمت ۱۵ هزار دلار می فروختند .
این افراد پس از کشتار افراد مذکور، چربى بدنى آنها را به منظور قاچاق کردن استخراج مىکردند. این افراد قربانیان خود را در جنگلهاى دورافتاده پرو مىکشتند و سپس چربى را از اجساد آنها جدا مىکردند تا در بازار سیاه براى ساخت لوازم آرایشى عرضه کنند. این شبکه قاچاق چربى انسان زمانى کشف و شناسایى شد که پلیس پرو مطلع شد یک دستگاه اتوبوس حامل چربىهاى مذکور از کوههاى این کشور آمریکاى لاتین به لیما، پایتخت، وارد شده است.
پلیس در تحقیقات خود گورهایى را کشف کرد که در آن اجساد انسانى سوزانده شده بودند. مىتوان از چربى بدن انسان براى ساخت مواد آرایشى بهره گرفت. به گفته کارشناسان مىتوان از چربى انسان در درمان چین و چروک صورت و امثال آن استفاده کرد، اما معمولا براى این کار از چربى زیر شکم یا ران خود افرادى استفاده مىشود که به مراکز زیبایى مراجعه مىکنند.

نویسنده : محبوب تاریخ : شنبه 15 آبان1389
[ادامه مطلب]